پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

277

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

اين عده سواره جنگ مىكنند و اسلحهء آنان نيزه و تير و تفنگ و تبرزين و شمشير هلالى است و به‌خصوص تبرزين كه يك سر آن برنده و سر ديگر شكننده است ، اسلحهء خوبى براى جنگ محسوب مىشود و به‌طورى كه مورخان مىنويسند ، سربازان داريوش از تبرزين استفاده مىكردند و گزنفون مىگويد كه تير و كمان و تبر هميشه از وسايل جنگى ايرانيان بوده است . شاه سعى مىكند تمام اين افراد را به تفنگ نيز مجهز سازد ، زيرا ملاحظه مىكند كه بقيهء سلاح‌ها كم و بيش ديگر ارزش خود را از دست داده‌اند . غلامان در مواقع مخصوصى مىتوانند از تاج قزلباش استفاده كنند و فرماندهء كل آنها قرچقاىخان است كه در عين حال سپهسالارى لشكر را نيز عهده‌دار است . آن عده از غلامان شاه‌عباس كه به جنگ اعزام مىشوند و سپاهى هستند پانزده هزار نفرند ، ولى بايد گفت كه تعداد غلامان به‌طور كلى سى هزار نفر است و بقيه به تناسب استعداد و قابليت و كارى كه از كودكى آموخته‌اند به خدمت در خانهء شاه يا به مشاغل مختلف كشورى ديگر گماشته شده‌اند . سپاه غلامان جديد و از ساخته‌هاى شاه‌عباس است كه به تقليد از ترك‌ها يا اسكندر كبير به تشكيل آن همت گماشته است . اسكندر نيز ، كه از جسارت مقدونىهاى تحت اوامر خود بيمناك بود ، سى هزار ايرانى را تربيت كرد و جزو سپاهيان خود ساخت . سومين دسته از قشون ايران را قزلباش‌ها تشكيل مىدهند كه از لحاظ مقام و اصالت بالاتر از غلامان هستند . قزلباش‌ها روىهم‌رفته متعلق به سى و دو طايفهء مختلفند و شاه اسمعيل صوفى به كمك آنان بود كه توانست سلطنت را به چنگ آورد . شانزده طايفه را كه نام آنها از بس مشكل است نمىتوانم ياد بگيرم و تلفظ كنم ، طوايف راست و شانزده طايفه را طوايف چپ مىخوانند . شانزده طايفهء اول در جنگ‌ها و سفرها و در ديوان‌خانهء شاهى و مجالس مشورت در جانب راست و شانزده طايفهء ديگر در سمت چپ شاه جاى دارند . قزلباش‌ها در سراسر كشور پراكنده هستند و اراضى و املاك پهناور دارند و خود را از ديگران اصيل‌تر مىشمارند ، در صورتى كه اصل و نسب ايشان به ترك‌ها مىرسد و در نتيجه نمىتوان گفت از خانواده‌هاى اصيل ايرانى قديمىتر هستند ، به‌علاوه عنوان قزلباش ايشان از دورهء شاه اسمعيل آغاز شد و او بود كه تاج قزلباش را به آنان اعطا كرد تا به عنوان نجابت و اصالت ، نسب به عمامهء خود بزنند . دون‌ژوان ايران ، يعنى يكى از كسانى كه با اولين سفير شاه به كشورهاى عيسوى آمد و سپس به دين مسيحى گرويد ، در كتاب خود ، كه چند سال پيش به زبان اسپانيولى چاپ شد ، از سى و